کد خبر: 657 | تاریخ : ۱۳۹۶/۵/۹ - 22:52
طنز آزاد

چه کسی وعده‌های انتخاباتی مرا جابه‌جا کرد؟

چند روز پیش خیلی اتفاقی داشتم از وسط هیات دولت رد می‌شدم که ناگهان واسه حسن روحانی پیامک اومد ...

چند روز پیش خیلی اتفاقی داشتم از وسط هیات دولت رد می‌شدم (چیه؟ از وسط هیات دولت اتفاقی رد نمی‌شن؟ نکنه فکر کردید دارم دروغ میگم؟ چطوره که آقاي رئیسی و تتلو ميتونن همزمان اتفاقی از بخش وی‌آی‌پی فرودگاه رد بشن؟ اتفاقی دیدنای اونا آدمه، اتفاقی دیدنای ما توله سگه؟) که ناگهان واسه حسن روحانی پیامک اومد.
حسن آقا ابرو انداخت بالابالا، یه کم اخم کرد، كمي سر در جیب مراقبت فرو برد و پس از چند دقيقه بلندگوش رو روشن کرد و مدل فرودگاهی گفت: برای آخرین بار از اعضای محترم هیات دولت دعوت می‌شود برای رسمیت دادن به جلسه، به ميز خود مراجعه فرمایند. با تشکر؛ لِیدیز اند جنتلمن، ایت ایز سُ دیسایدِد.
حجتي گفت: «یعنی چی میتونه شده باشه این وقت روز؟» چیت‌چیان گفت: «لابد میخواد بگه کدوم وزرا دور بعد نیستن» نعمت‌زاده گفت: «كاشكي سن‌ها رو معكوس ببره رو نمودار». رحمانی فضلی پرید پشت بلندگوي ميزش و گفت: «داداش چه جوریاست؟ ربطی به من که نداره؟» روحانی هول شد و گفت: «نه نه، عبدالرضا جان، اون قضیه حله».
خانوم مولاوردی خیلی محترمانه گفت: «آقای رییس‌جمهور، بگید، من آمادگیش رو دارم». روحانی با عصبانیت گفت: «لطفا خانوم‌هاي شايسته و موفق نپرن وسط بحث. جلسه درباره آقای ظریفه». ظریف متعجب گفت: «اگه صلاحه من ميرم فقط تو رو خدا وزارت خارجه رو دیگه...»
روحانی گفت: «جواد جون بحث وزارت نیست، گویا برجام حاشیه زیاد داشته، قرار گذاشتیم یه مدت از وزارت خارجه بگیریم و به دولت در سایه تحویل بدیم بلکه تیترهای کیهان و وطن امروز علیه‌اش کمتر شه». ظریف یهو از جاش پرید و داد زد: «چی؟ برجام سهم منه، حق منه، مال منه».
روحاني گفت: «جواااد، یه مدت کوتاه فقط». ظریف وا رفت رو صندلیش و گفت: «اوكي، ولي اين قرارمون نبود». روحانی گفت: «یه گروه تو تلگرام بزن بروبچس دولت در سایه رو توش اَد کن و توضیحات اولیه رو بهشون بده؛ جلیلی رو حتما ادمین بذاریا». ظریف بلافاصله يه گروه ساخت. نفر اول پیغام داد «کی منو اَد کرده؟ اینجا کجاست؟»
نفر دوم یه استیکر گل رز فرستاد که زیرش نوشته بود سپاسگزارم. نفر سوم نوشت: «آقای ظریف، فصل خرید داغ، قیمت داغ در لوزان چه زمانی است؟ بنده در شهر لندن لباس‌های بسیار مناسبي خریداری نمودم. لطفا سفر اول ما را در همان زمان مقرر کنید». نفر چهارم نوشت: «ادمین، تتلو رو اَد کن». نفر پنجم اومد اسم گروه رو از «برجام» تغییر داد به «هیچ». ششمی نوشت: «سلااااام بچه‌ها، دلم واسه همتون تنگولیده، یه قرار بذارید تو ويَن هم‌رو ببینیم باو».
نفر دوم دوباره یه استیکر گل زد که زیرش نوشته بود: خوش آمدید. دیگه نوبت به هفتمی نرسید، جواد ظریف لفت دِ گروپ، دی‌اکتیویتد هیز تلگرام، اَند لاست این دِ افق. منم از هیات دولت زدم بیرون. تو خیابون نوار تا 1400 با روحاني و دستبند بنفشم رو تو هوا تكون می‌دادم و پیش خودم زمزمه می‌کردم: روزهای روشن خداحافظ... نمی‌دونم چرا یاد روزهای قبل انتخابات افتاده بودم.

عضویت در کانال تلگرام بی قانون آنلاین

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.