کد خبر: 33 | تاریخ : ۱۳۹۵/۷/۲۳ - 19:39

تعبیر درست یک رویا

خدمت بینندگان و خوانندگان عزیز عارضیم که سریال "تعبیر وارونه‌ یک رویا" یکشنبه شب در اوج با مخاطبان خود خداحافظی کرد و پس از تلفات بسیار با یک مرگ کلیدی تمام شد. از جائیکه بسیاری "اما" و "آیا؟" و "چرا؟" و "چطور آخه لامصب؟" در ذهن مخاطب باقی گذاشت و به‌نظر می‌رسد تیم سازنده روی تخیل بیننده حساب ویژه‌ای باز کرده ‌باشند، ما بعد از کات سکانس آخر به روند فیلم ادامه می‌دهیم و چند نمونه آن‌را در اینجا میخوانید.
1- پدرزن سیاوش(ناصر، رئیس تشکیلات) اورا تکان می‌دهد... یک‌بار و دوبار نه، آنقدر که روده‌هایش به‌هم گره می‌خورد و زنده می‌شود. همینطور که باران می‌آید سه نفری در خیابان‌های ارمنستان هرکی دم دستشان است را می‌کشند و پیاده به ایران می‌رسند. در ایران همین شیوه را روی محسن روانبخش (که بر اثر خوردن سم کشته‌شد) و هاشم جاوید (که نامزدش او را کشت) و دو مامور مخفی مفید (که در عملیات کشته‌شدند) انجام می‌دهند و زنده می‌شوند. سوالی که مطرح می‌شود این است که رویا نامزد هاشم جاوید که توسط یکی از هم‌سازمانی‌هایش کشته‌شد، چه می‌شود؟ در قسمت‌های قبل دیدیم که توسط ساعتش ردیابی می‌شد پس به خودش و روحش جی.پی.اس. وصل است و او را هم پیدا می‌کنند و آنقدر تکانش می‌دهند که زنده شود. اینطوری هم تکلیف تمام تلفات فقط دو قسمت مشخص می‌شود، هم هپی‌اندینگ داستان ساخته می‌شود.
2- همه می‌میرند، حتی ناصر و دخترش توسط گاز نامرئی موجود در فضای خانه‌ی جاسوس‌ها مسموم می‌شوند. در ایران سیل می‌آید و تمام اعضای مخفی تیم ناصر هم می‌میرند. ژاله همسر دوم محسن روانبخش در زندان خودکشی می‌کند و زن اول روانبخش هم توسط دوست صمیمی‌اش (ما در قسمت آخر فیلم یعنی می‌فهمیم دوستش هم عضو موساد است)، کشته می‌شود. می‌ماند خواهر ناصر و دایه‌ی سیاوش که خوب آن‌ها هم در اثر کهولت سن می‌میرند.
3- بعد از مرگ سیاوش، عطیه همسر سیاوش مشکل روحی پیدا می‌کند و می‌رود روی تخت بغلی همسر اول روانبخش بستری می‌شود، ژاله هم که آدمکش نبوده و محسن روانبخش را کشته دیوانه می‌شود و می‌آید روی تخت سوم بغل آن‌ها. ناصر هم از بیماری دخترش بیمار می‌شود و می‌رود در بخش مردانه که دیوار به دیوار آن‌جاست بستری می‌شود. در این صحنه آهنگ "دیوانه" رضا یزدانی پخش می‌شود.
4- محمدرضا گلزار را می‌بینیم که از پشت جنازه‌، سیاوش و عطیه و پدرش را همراهی می‌کند. به آن‌ها می‌گوید:«اگه با من کاری داشتین من همینجاها زندگی می‌کنم، ایرونی که می‌بینم اشک توی چشمام جمع می‌شه!» بعد هم لابد با عطیه ازدواج می‌کند. در صحنه‌های بعدی بهرام رادان، الناز شاکردوست، احمد پورمخبر و خیلی‌های دیگر می‌آیند از جلوی دوربین رد می‌شوند و می‌روند.
5- موقع دادکشیدن سر سیاوش در لحظه‌ مرگ و تحرک ناصر، کلید خانه‌ امن از جیب ناصر می‌افتد و زوجی آن‌را پیدا می‌کنند، چون خانه‌شان خیلی امن بوده می‌روند آن‌جا به خوبی و خوشی زندگی می‌کنند و درنهایت بیست سال بعد را می‌بینیم که آن‌دو فرزندان خود را به دانشگاه می‌فرستند و لبخند رضایت‌‌بخش طور می‌زنند. اگر برایتان سوال پیش آمده که چه ربطی به فیلم داشت باید بگویم که حالا یعنی این سریال همه‌جاش به همه‌جاش ربط داشت که به تخیلات من گیرمی‌دهید؟

عضویت در کانال تلگرام بی قانون آنلاین

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.