کد خبر: 1725 | تاریخ : ۱۳۹۶/۷/۲۷ - 12:54

ایستگاه بعد، ماداگاسكار

توى متروى در حال حركت نشسته بود و به این فكر می‌كرد كه اگر آن وایبر لعنتى قابلیت حذف پیام داشت، الان اوضاع طور دیگرى بود ...

توى متروى در حال حركت نشسته بود و به این فكر می‌كرد كه اگر آن وایبر لعنتى قابلیت حذف پیام داشت، الان اوضاع طور دیگرى بود. وقتى پنج سال پیش پیام خیلی خصوصى‌ای را كه می‌خواست براى نامزدش بفرستد در گروه «شركت تولیدی تایر ماشین‌های سنگین، كاركنان، ذى‌نفعان و پیمانكاران» فرستاد، اول نفسش بند آمد؛ بعد چندبار گروه را چك كرد به امید اینكه خطاى دید باشد، بعد از گروه لفت داد بلكه پیامش از بین برود، بعد اكانت وایبرش را دى‌اكتیو كرد، حتی وایبر را هم از روى گوشى‌اش پاك كرد اما باز هم نتیجه نداشت. پیام از جایش تكان نمی‌خورد. این آمارها را دوستش بهش می‌داد كه باهم ندار بودند. دوستش آن‌قدر صمیمی بود كه حتی آن پیام هم برایش چیز جدیدی نداشت، بس كه باهم ندار بودند.تصمیم گرفت به گروه برگردد و اعلام كند كه هك شده است؛ اما كسی باور نكرد. كمی جمله‌اش را اصلاح كرد و گفت «هكِ اونجوری كه نه، گوشی دست بچه‌ها بود، پیام الكی فرستادن باهاش»، بازهم مشخص بود كسی باورش نشده. آخرین شانسش را هم امتحان كرد و گفت «اصلا من دزدم! گوشی همكارتون‌رو دزدیدم» ولی توجیهی برای اینكه چرا یك دزد باید آن پیام را در گروه همكاران شخص مال‌باخته بفرستد پیدا نكرد.

دیگر راهی نمانده و كار از كار گذشته بود. فرداى آن روز به صورت غیر حضورى استعفایش را اعلام كرد و حتى براى دریافت چك تسویه حساب هم به دوستش وكالت داد تا كارها را انجام دهد. بعد هم تمام اعضاى آن گروه لعنتى را در فیس بوك آن‌فرند كرد. حتی تا مدت‌ها هم با دیدن تبلیغ برند شركت در تلویزیون معذب میشد.

بعد از آن دیگر نتوانست كار پیدا كند. دوست صمیمی‌اش هم تو زرد (یا كمی مایل به قهوه‌ای) از آب درآمد؛ پول تسویه حساب او را به جیب زد و در موسسات مالی مجاز سرمایه‌گذاری كرد. او كه تصمیم داشت محل زندگی‌اش را هم عوض كند، حالا با این اتفاق فقط می‌توانست به ماداگاسكار برود.

با خاموش شدن چراغ هاى واگن فهمید كه به ایستگاه حقانى رسیده و باید پیاده شود. در حالی كه راه خود را با استفاده از آرنج از بین جمعیتی كه به داخل واگن هجوم می‌آوردند باز می‌كرد، فكر كرد حالا كه هم شغلش را از داده، هم چندین نفر از دوستانش را و هم حیثیتش به باد فنا رفته، كاش حداقل با نامزدش باهم می‌ماندند!

عضویت در کانال تلگرام بی قانون آنلاین

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.