کد خبر: 1605 | تاریخ : ۱۳۹۶/۷/۲۳ - 11:04

خاطرات دبستان این قسمت: کُوک مَجیک

کوکب خانم زن عجیبی بود. او بیست و چاری وقتش را در گروه‌های آشپزی تلگرامی سپری می‌کرد و دست به سیاه و سفید هم نمی‌زد ...

کوکب خانم زن عجیبی بود. او بیست و چاری وقتش را در گروه‌های آشپزی تلگرامی سپری می‌کرد و دست به سیاه و سفید هم نمی‌زد. کوکب خانم هر روز چیز تازه‌ای در گروه‌های آشپزی تلگرامی یاد می‌گرفت اما همیشه خدا جلوی شوهر و بچه‌اش غذای حاضری می‌گذاشت به طوری که در عرض چند ماه آن‌ها چنان بدن‌شان بر اثر سوء‌تغذیه و نخوردن غذا تحلیل رفته بود که طفلکی‌ها شبیه نخ کوک شده بودند. بالاخره روزی عده‌ای سرزده به خانه آن‌ها ریختند. اما کوکب خانم خودش را نباخت و در عرض جیک ثانیه چنان سفره‌ای برای قوم شوهر انداخت از این سر اتاق تا آن سر. خوراک ماهی دو سر، بوقلمون بریان کله تاس، کباب غاز تنوری و انواع و اقسام ژله جات تزریقی و آکواریومی. میهمانان همگی از این سلیقه و آمادگی کوکب خاانم فِر خورده بودند. آخه بدبختا همه‌شان برای مُچ‌گیری آمده بودند. پسر کوکب خانم که ماه‌ها بود طعم غذای گرم را زیر دندان‌هایش حس نکرده بود، اشک در چشمانش حلقه بسته بود. او ران مرغ را به نیش می‌کشید و در حالی که ژله و سالاد را در یک حرکت دو ضرب وارد سیستم گوارشش می‌کرد، با هیجان می‌گفت: چه غذاهای خوشمزه‌ایه؟! من که از خوردن‌شان سیر نمی‌شوم. بفرست بره تو گروه همه کُرک و پرشون بریزه!

از آن پس کوکب در بین خانواده، فامیل و دوستان خود به «کُوک مَجیک» معروف شد. اما در این بین هیچ‌کس نفهمید که راز دستپخت خوب کوکب در آن شب، چیزی نبود جز کانال آموزش آشپزی عمه نوشین و رفقا. بدو زود جوین شو تا پاکش نکردم. یه نفر گوش نکرد جوین نشد رفت زیر تریلی 18 چرخ!

عضویت در کانال تلگرام بی قانون آنلاین

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.